تبلیغات
ام اس بی ام اس
ام اس بی ام اس
شنبه 20 آبان 1391

دیگر برای انسان،بیماری وجود ندارد

شنبه 20 آبان 1391

نوع مطلب :

سلام به همه

من ادمی عادی هستم.نه پزشکم و نه محقق.ولی یه سری اطلاعات دارم که شاید به دردتون بخوره.این اطلاعات رو از جمع بندی صحبت های پزشکان و شواهد علمی و تجربی وکمی مطالعه بدست اووردم.

چیزهایی که مینویسم ممکنه عامی و عادی باشه و خارج از اصطلاحات صحیح پزشکی ،چون هدف اینه که فقط اصل قضیه رو برسونم.نه بیشتر.

بحث من راجع به بیماری ام اس هست.اما راه حل این مشکل ،تقربیا برای همه ی بیماری ها صدق میکند.

بیماری ام اس که اکثرا در جوان ها دیده میشه و با سرعت زیادی در حال گسترش هست و در صورت پیشرفت می تونه زندگی رو از حالت عادی خارج کنه.

بحث راجع به چگونگی فعالیت این بیماری و بررسی شکل و حالت عصب ها و ملین ها و غیره و غیره ، خسته کنندست و عملا بی فایده.به اندازه کافی در جلسات و همایش ها راجع بهش گفتند.ولی چه فایده که از پیدا کردن راه درمانش عاجز هستند.

از حالا به بعد من یه بحث کلی رو مطرح میکنم و وظیفه ی شماست که ازش نتیجه گیری کنید.

بدن انسان فوق العادست.از همه لحاظ.حتی از لحاظ ترمیم و بهبود صدمات خارجی و داخلی.نا سلامتی ما اشرف مخلوقاتیم.

پس این همه بیماری از کجا اومده؟خداوند ما رو واسه این بیماری ها انتخاب کرده؟پس چرا پیشینیان ما اینطور نبودند؟این همه بیماری عجیب و غریب که حتی واسه بعضی هاشون اسم هم تعریف نشده،از کجا اومدن؟

ایا غیر از اینه که خودمون باعث این بلایا هستیم؟ایا غیر از اینه که ما قربانیان تکنولوژی شدیم؟

همون تکنولوژی که به جای اکسیژن خالص ،سرب رو وارد ریه ها و خون ما میکنه.همون که با ترکیب کردن دل و روده ی حیوانات ، خوراک ما رو تأمین میکنه.

نابود کردن نسل انسان وظیفه ی اصلی زندگی مدرن هست.نه کمک برای سهولت در زندگی.

ایا از دست انسان ها کاری بر میاد؟میتونیم نجات پیدا کنیم؟

درسته که نمی تونیم هوای پاکیزه داشته باشیم ولی می تونیم کمی هوای بهتر رو تجربه کنیم ،با ورزش کردن اوایل صبح.

در مورد بیماری ام اس دیده شده که اکثرا از کمبود ویتامین (د) رنج میبرند.بهترین راه در یافت این ویتامین نور افتاب هست.

اما جوانانی که از این بیماری می رنجند بیشتر دوست دارن خونه بمونند و از دیدن تلویزیون ویا کار با کامپیوتر لذت ببرند.

جوانان دوست دارند همبرگر و پیتزا و ... رو واسه نهار و شام داشته باشند.چون لذت میبرند.اما یه وقتی میبینند که دیگه زندگی مثل صابق نیست.

با هزار امید و ارزو چشممون رو به دستان دکتر خیره میکنیم تا او با نوشتن یک نسخه مشکل ما را حل کند،اما با نگاه ترحم امیز دکتر مواجه میشیم.اون وقته که حس میکنیم دنیا داره رو سرمون خراب میشه و کارمون تمومه.

اما این پایان راه نیست.تازه میبینیم که بهترین دوستانمون شدن کورتون و اوونکسو سینووکسو انواع اینترفرون ها.با مصرفشون تا مدتی مصون می مونین ولی نه برای همیشه و هر لحظه خطر شما رو تحدید میکنه.

این متن رو نخوندین که داغ دلتون تازه بشه بلکه خوندین تا فکرتون بازتر شه و چیزهایی رو که تا حالا نمی دیدین ،حالا ببینین.

چاره چیست؟

چاره اینه،فقط بزارین بدنتون کارشو بکنه.مزاحمش نشید.منظور از مزاحمت چیست؟

اینکه با خوردن غذاهایی که به سختی هضم میشن،کاری کنید که مغزتون به جای اینکه به تنظیم و ترمیم و سلامت بدنتون بپردازه،حالا بایو کل انرژی خودش رو صرف هضم غذایی که خوردین کنه.

حالا چی خوردین؟چیزهایی که با طبخ و پختنشون باعث تولید مواد شیمیایی و سرطان زا در اون ها شدین و اگر ویتامینی هم درش وجود داشت،شما با حرارت اون ها رو کشتید و اون رو به صورت تفاله درست کردین و با یک من سس و مواد افزودنی،میل کردید.خوردنش لذت بخشه ولی به چه قیمت؟

ممکنه بگید گزشتگان ما هم از گوشت پخته حیوانات تغزیه میکردند.پس چرا ما نکنیم.

در جواب باید بگم که این بیماری ها در یک لحظه ظاهر نشدند و طی سال ها متولد شدند و به اشکال مختلف در امدند.البته گذشت زمان و تغییر شکل زندگی هم به این قضیه کمک کرده.

بدن انسان اگر با زندگی امروزی و مدرن موازی پیش بره،ضعیف و اسیب پذیر تر میشه.هرمون ها و دی ان ای ها تغییر شکل میدن و این نسل به نسل منتقل میشه.نمونش،چیزی که الان .ما هستیم.

چاره چیست؟

زندگی مدرن از جبهه های مختلف باعث بیماری میشه.فقط غذا وشرایط جوی نامساعت نیست.بلکه فشاز عصبی و روحی ناشی از این سبک زندگی هم دخیل هست.

یکی از عنصرهای مهم در این بیماری،غذا ها و خوراکی هست که ما میخوریم.اما خیلی از بزرگان این قضیه رو قبول ندارند.

اون ها مانع از این سبک غذا خوردن نمیشوند.پس روش ما درست است؟

نه.اونها مانع از تولید سمومی مثل سوسیس و کالباس هم نمیشوند.اون ها مانع از تولید انبوه اتومبیل هایی که سم وارد هوایی که تنفس میکنیم هم نمیشوند.راستش اون ها توان این کار رو ندارند.اون ها هم مثل بقیه سکوت میکنند چون میدانند کاری از دستشان بر نمیاید.

اما همونطور که گفتم،مهمترین عنصر دست خودمونه.،غذایی که میخوریم.

چند وقت پیش داشتم به صحبت های دکتر متخصص ام اس گوش میکردم که میگفت شواهد نشون میده کسانی که از میوه ها و سبزی ها استفاده میکنند کمتر در معرض حملات هستند.

البته این رو هنوز علم ثابت نکرده.کدوم علم؟همون علمی که پاراگراف قبل توضیح دادم.همون علمی که سکوت رو ترجیح میده.

پس تا اینجای کار اگر به فکر سلامتی هستید و می خواهید تا بقیه عمرتون رو به خوبی سپری کنید،نیاز به تغزیه سالم دارید.

تغذیه سالم چیست؟

مصرف مواد غذایی به همان صورت که در طبیعت وجود دارد.بدون دستکاری و اضافات.

اینجاست که پای سنت هایی مثل گیاهخواری و خام گیاهخواری به وسط میاد.

"ادمی به قوت و غذای خود به چشم خرد بنگرد که ما اب باران را فرو ریختیم انگاه خاک را بشکافتیم وحبوبات برای غذا برویاندیم باغ انگور و نباتانی که هر چه درداشت کنیم باز بروید و درخت زیتون و نخل  خرما و باغ های پر از درختان کهن و انواع میوه ها وعلف ها تا شما ادکمیان و حیوانات هم از ان بهره مند شوید"

راه درمان همین است.برای انسان دیگر هیچ بیماری وجود ندارد.

در نگاه اول این کار شدنی نیست.سال هاست که به خوردن غذاهای ناسالم عادت کرده ایم.از طرفی هم پزشکان هیچ مخالفت جدی با این قضیه نداشته اند.

حالا شما دو راه در پیش دارید.

1.اینکه به ساز پزشکان برقصید و دل به داروهای شیمیایی ببندید و انتظار معجزه از پزشک داشته باشید و در نهایت ببینید سرنوشت چه پیش رویتان قرار میدهد.

2.پزشک خودتان باشید و با یک برنامه ی غذایی جدید و کنترل شده از این اطمینان داشته باشید که بدنتان در مسیر بهبود و ترمیم و در کل سلامتی قرار دارد.

قبول دارم ترک عادات قدیمی غذایی بسیار دشوار است.اما تنها چیزی که می تواند این راه را برای شما اسان کند،انگیزه و امید به زندگی است.این که می خواهید باقی عمرتان را چطور بگزرانید

حال اگر روش دوم را انتخاب کرده اید،اطلاعات زیر می تواند بهتان کمک کند.

سنگ بزرگ علامت نزدن است.یعنی نمی شود از همان اول به صورت 100% گیاه خوار یا خوامگیاهخوار شد.

هر کس بسته به نیازش از جایی شروع میکند.مثلا می توانید 2 ماه اول با کم کردن حجم غذاهای  عادی،کمی میوه و سبزی را در وعده عذایی بگنجانید.و با مرور زمان به این رویه بیافزایید.تا درصد غذاهای سالم را افزایش دهید.

ویژگی بدن این است که با هر شرایطی تطبیق پیدا میکند.به این معنی که شما با افزایش میزان مصرف غذاهای سالم و پرهیز از غذاهای ناسالم به جایی میرسید که میبینید که بخش بزرگی از تغزیه شما رو میوه ها و گیاهان و غلات تشکیل داده اند.

شما می توانید اثرات ناشی از تغزیه ی سالم را در همان ابتدای کار حس کنید.

مجاری و عروقی که توسط چربی ها و مواد شیمیایی قبلی مسدود شده بودند،حالا شروع میکنند به باز شدن و به جریان افتادن.

خوابی سبک تر و راحت تر را تجربه میکنید.انرژی بیشتر خواهید داشت و نیاز کمتری به استراحت.دمای بدنتان پایین میاید و ضربان قلبتان ارامتر می شود و در نتیجه باعث طول عمر بیشتر میشود و هزاران اثرات دیگر که خودتان حسشان میکنید.

و در مورد بیماران ام اس

اگز در سال 2 حمله داشتید و حملات عوارش بیشتری داشتند،حالا تعداد دفعات کم میشود و حمله ها سبک تر و در زمان کمتری گریبانگیرتان میشوند.و در اثر گذشت زمان و ادامه ی تغزیه سالم، بدنتان به چنان مقاومتی میرسد که شما را در مقابل بیماری های دیگر هم مصون میدارد و از خطرات بیماری های دیگر هم پیشگیری میکند.

نکات دیگری هست که بیماران ام اس را در مسیر درمان یاری میکند.

1.خواب کافی و راحت

2.زندگی به دور از استرس و ناراحتی

3.به نظر من مهمترین انها : انگیزه و امید به زندگی و اینکه همیشه دلتون شاد باشه و انقدر شاد باشید که سر از پا نشناسید.پیدا کنید چه چیزهایی در زندکی این احساس را در شما به وجود می اورند.سعی کنید کارهایی انجام بدید که باعث میشود همیشه از خودتان راضی باشید.روابط خوب با اعضای خانواده و با اطرافیان و جامعه ی اجتماعی داشته باشید تا زندگی به نظرتان شیرین تر بیاید.وارد جزییات نمیشم ولی در کل سعی کنید خوب زندگی کنید و خوب باشید.

به یاد داشته باشیم که از فرصت کوتاهی که به هر کدام از ما داده شده ،نهایت استفاده رو ببریم.

هدف من از انتشار این مطالب ، کمک به همنوع های خودم هست و این رو وظیفه خودم دونستم تا این مطالب رو بین شماها هم منتشر کنم.چون میدونم خیلی از شما با این روش و اشنایی نداشتین.مثل خودم.

این یک وبلاگ حرفه ای نیست.بلکه مکانی هست برای اینکه خیلی از بیماران که فکر میکنن زندگیشون به اخر رسیده،بدونن که همه چی راه داره جز مردن.

به امید اینکه گره از کار خیلی از دوستانم باز بشه